مشهدی خانوم
من و بابا و مامان همراه آقاجون و مامان جون، 26 فروردین عازم مشهد شدیم... السلام علیک یا علی بن موسی الرضا این اولین زیارت و اولین مسافرت طولانیم بود که میرفتم. من توی حرم از هیچ شیطونی یی چشم پوشی نکردم. تا دلم می خواست مهر اونجا بود که باهاشون بازی کنم. تازه به اون مهر هایی که دستم بود هم قانع نبودم و چهاردست و پا به سمت مخزن مهر ها و کتاب ها می دویدم. یکم مهر بازی می کردم و بعد از طبقات می گرفتم و می ایستادم. به بازی و دویدن های بچه های دیگه هم خوب توجه کردم تا بدونم ان شاالله دفعه ی بعد چه کار هایی باید انجام بدم علاوه بر بازی، استراحت کافی هم می کردم تا وقتی برگشتیم هتلکمون، سرحال باشم و نذارم کسی استراحت کنه. روز ...







